السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

6

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

اى عبد مناف پس از خود تو را به ( حمايت از ) موحدى سفارش مىكنم كه پس از پدرش بىهمتاست . همچنين در جاى ديگرى گفته است : كسى را وصيت كردم كه كنيه‌اش طالب است / يعنى عبد مناف را كه صاحب تجارب بزرگى است / به او دربارهء فرزند محبوب و گرامىترين خويشان / يعنى فرزند كسى كه از نزد ما غايب شده است و بازنمىگردد وصيت كردم وى با عبد اللّه ، پدر پيامبر ، برادر تنى بود و هر دو از يك پدر و يك مادر به دنيا آمده‌اند . ابو طالب نيز در ابياتى كه بعدا ذكر خواهد شد به اين نكته اشاره كرده و هم اوست كه در عهد كودكى پيامبر كفالت آن حضرت را پذيرفت و به يارى و حمايت و دفاع از او برخاست و در دورهء دعوت بزرگ پيغمبر از وى مراقبت كرد و به خاطر او متحمل آزار مشركين قريش شد . ابو طالب محمد را از دسترس قريش دور نگاه داشت و به سبب حمايتش از پيامبر ، به رنج و درد و بلايى سخت مبتلا شد با اين‌حال بر يارى پيامبر و رسيدگى به احوال او ، صبر و بردبارى در پيش گرفت . به‌طورىكه مردان قريش به سبب ترس از ابو طالب از رساندن هرگونه گزندى به رسول خدا ( ص ) صرف‌نظر كردند تا آن‌كه ابو طالب بدرود حيات گفت . پس از مرگ او بود كه پيامبر اسلام فرمان هجرت از مكه را صادر كرد . ابو طالب مسلمانى بود كه هيچ‌گاه اسلام خود را بر مردم آشكار نكرد . زيرا اگر چنين كرده بود ، نمىتوانست از دعوت برادرزادهء خود پشتيبانى كند . علاوه‌بر آن وى در اشعار خويش نيز بارها بر راستى دعوت پيامبر اقرار كرده و بر آن صحه گذارده است . ابيات زير از همان نمونه مىتواند باشد . مرا به ( اسلام ) دعوت كردى دانستم كه تو راستگويى / همانا راست گفتى و قبل از اين نيز در ميان ما امين شمرده مىشدى / همانا دانستم كه آيين محمد / از بهترين دينهاى مردمان است همچنين ابو طالب در شعر زير كه پيامبر را در آن مدح كرده به نوعى سخن رانده است كه غير مسلمان را توان اين‌گونه گفتار نيست . وى سروده است : و او را يارى كنيم تا در كنارش از پا نيفتيم / و از فرزندان و خانمان خود دست مىكشيم / او چنان نورانى است كه ابرها از چهرهء او طلب باران مىكنند / فريادرس يتيمان و پناه درويشان و بيچارگان است / هركس از خاندان هاشم كه در خطرى افتاده باشد / آنان در نزد او در نعمت و بخشش به سر مىبرند / در ترازوى حق به اندازهء جوى را از بين نمىبرد / و ترازوى صدق و راستى او و زنش